لینگوتریا، آموزش تخصصی زبان انگلیسی

لینگوتریا، آموزش تخصصی زبان انگلیسی

گذر از ترس گرامر: رویکردی کاربردی و ارتباط‌محور برای تسلط بر گرامر زبان انگلیسی

گرامر زبان انگلیسی

موضوع اینه که خیلی ها از گرامر زبان انگلیسی و خوندن اون میترسن یا فراری هستن. اما چرا؟

مقدمه:
گرامر، در همه جای دنیا اغلب به عنوان سخت‌ترین و خشک‌ترین بخش یادگیری هر زبانی تصور می‌شود. این موضوع درباره ی گرامر زبان انگلیسی هم به وضوح دیده میشود. بیشتر زبان آموزان و دانشجویان زبان انگلیسی در عین داشتن شوق فراوان برای یادگیری زبان انگلیسی، همچنان تمایل کمی به نشستن و گرامر خواندن نشان میدهند. هر حالی که همه میدانیم گرامر در واقع ستون فقرات زبان است؛ مجموعه‌ای از قواعدی که به ما اجازه می‌دهند ایده‌های خود را به وضوح و به‌صورت سازمان‌یافته بیان کنیم.

 مشکل از جایی آغاز می‌شود که گرامر را به عنوان یک موضوع انتزاعی و جدا از ارتباط واقعی مطالعه می‌کنیم. مانند افرادی که سعی میکنند یک پازل را سر هم کنند بدون آن که بدانند شکل کلی پازل قرار است چه چیزی از آب درآید. طبیعی است که در این شرایط، همه چیز خشک و کسل کننده میشود، اما قرار نیست به این روش گرامر یاد بگیریم.
این مقاله رویکردی متفاوت را برای درک و تسلط بر گرامر زبان انگلیسی پیشنهاد می‌کنیم.

۱. درک “چرایی” قبل از “چگونگی”
پیش از آنکه به حفظ کردن فرمول‌های پیچیده بپردازید، سعی کنید هدف و کاربرد یک ساختار گرامری را درک کنید. برای مثال، تفاوت زمان حال ساده و حال استمراری چیست؟ حال ساده برای عادات و حقایق کلی به کار می‌رود:

 (“I work in a bank”)

در حالی که حال استمراری بر عملی که در لحظه‌ی حال در جریان است تأکید دارد.
 (“I am working on a project”)
 وقتی دلیل وجود یک قاعده را بفهمید، کاربرد آن برای شما طبیعی‌تر خواهد شد.

۲. یادگیری استقرایی: از مثال به قاعده
این روش در مقابل یادگیری قیاسی گرامر زبان انگلیسی (ارائه‌ی قاعده و سپس مثال) قرار دارد. در روش استقرایی، ابتدا با چندین مثال واقعی از یک ساختار گرامری مواجه می‌شوید و سپس خودتان سعی می‌کنید قاعده‌ی حاکم بر آنها را استخراج کنید. برای مثال، چند جمله با حال کامل مشاهده کنید:

  • “.She   has lived    here for ten years”

  • “.They   have finished    their homework”

  • “.I  have never seen    that movie”

از خود بپرسید: نقطه‌ی مشترک این جملات چیست؟ چه زمانی از این زمان استفاده شده؟ این فرآیند، درک شما را عمیق‌تر و ماندگارتر می‌کند.

 

۳. تمرین تولیدی (Productive Practice)
 به جای تمرین تشخیصی (Receptive Practice)

بسیاری از زبان‌آموزان در تست‌های چندگزینه‌ی گرامر عالی عمل می‌کنند (تمرین تشخیصی)، اما هنگام صحبت کردن یا نوشتن مرتکب اشتباهات فاحش می‌شوند. دلیل این امر، عدم تمرین کافی برای “تولید” زبان است. پس از یادگیری یک قاعده، باید آن را در گفتار و نوشتار خود به کار ببرید. جمله‌سازی کنید و در مورد موضوعی که به آن علاقه دارید بنویسید و از ساختار جدید استفاده کنید، یا با یک فرد  مکالمه کنید. اینجاست که دانش نظری به مهارت عملی تبدیل می‌شود.

باید این نکته را هم ذکر کنیم که روش های یادگیری برای سنین مختلف با یکدیگر تفاوت دارند. برای مثال برای بزرگسالان باید اصول و قالب  خاصی داشت. برای درک بهتر این موضوع مقاله  یادگیری زبان برای بزرگسالان  را مطالعه کنید.

 

۴. تحلیل خطاها: فرصتی برای یادگیری
به جای ناامیدی از اشتباهات گرامری، آنها را به عنوان نشانگرهای ارزشمند برای پیشرفت بپذیرید. هنگامی که در صحبت یا نوشتن خود خطایی مرتکب می‌شوید (یا زمانی که معلم شما را تصحیح می‌کند)، آن را یادداشت کنید. سعی کنید دلیل اشتباه خود را تحلیل کنید. آیا قاعده را بلد نبودید؟ یا تحت فشار مکالمه فراموشش کردید؟ ایجاد یک دفترچه برای ثبت و تحلیل خطاها، یکی از مؤثرترین ابزارها برای رفع نقاط ضعف گرامری است.

نتیجه‌گیری:
تسلط بر گرامر زبان انگلیسی نه با حفظ صدها قاعده‌ی مجزا، بلکه با درک منطق حاکم بر زبان و به کارگیری فعال آن قواعد در بافت‌های واقعی ارتباط و مکالمه حاصل می‌شود. با تغییر نگرش از “یادگیری گرامر برای گذراندن آزمون” به “یادگیری گرامر برای برقراری ارتباط مؤثر”، می‌توانید این بخش از زبان را به متحدی قدرتمند برای خود تبدیل کنید.